غذای یک شبانه روز اسیر
21 بازدید
موضوع: سایر

سهمیه غذای شبانه روز هر اسیر عبارت بود از صبحانه یک نان صمون که شبیه نان ساندویچی بود، به همراه گاهی یک استکان عدسی و گاه دیگر یک استکان کوچک چای شیرین که این دو، به صورت «جاء الحق و زهق الباطل» بودند و یک روز در میان جایشان را به همدیگر می دادند. ناهار هم یک لیوان آبخوری برنج، آن هم دم کشیده که گاهی بر روی آن، تکه¬ای از ته دیگ و یا نان خشک شده ای بود که در اسارت جایگاه خاصی داشت و همیشه مشتری های پر و پا قرصی را به خود اختصاص می¬داد؛ لذا عدالت اجتماعی اقتضاء می کرد که به صورت سهمیه ای در بین افراد تقسیم شود که تقریباً سه یا چهار روزی یکبار، سهمیه ته دیگ، هر نفر به اندازه یک بند انگشت، سهمش می شد. خلاصه شام هم یک صمون و معمولاً با آب گوشت و گاهی هم آب گوشت جایش را به لوبیا چیتی می داد. اگر سه وعده غذاها را با هم جمع می کردی و یکجا میل می¬شد، باز هم شکمی از عزاء در نمی آوردی و به همان حالت گرسنه باقی می ماندی البته این گرسنگی در تابستان ها کم تر احساس می شد؛ زیرا بر اثر گرما ناچار بودی آب بنوشی و دیگر احساس آن¬چنانی از گرسنگی نداشته باشی، البته در صورتی که آب قطع نباشد. آب در آن¬جا فراوان قطع می شد امّا بالعکس در زمستان ها آرزوی یک حس سیری با آن معده جمع شده برای همیشه داشتی.

یادش بخیر اگرغذا نبود، خدا بود.[1]

پی نوشت


[1] تو و جبهه؟! بر اساس خاطرات دوران اسارت موسی لطفی مهروئیه