ایران کوچک
13 بازدید
موضوع: سایر

وقتی به نقشه ایران نگاه می کنیم، در شرق آن سیستانی ها زندگی می کنند و در غرب آن ترک ها و کردها، در شمال آن، گیلکی ها و مازنی ها و در جنوب آن عرب ها و بندر عبّاسی ها با لهجه شیرینشان و در قلب ایران، یزدی های خداپرست، کرما نی های مهمان نواز و اصفهانی ها و تهرانی های با فرهنگ زندگی می کنند. امّا این نقشه ایران بزرگ، با همه وسعتی که دارد، در اردوگاهتبدیل به یک ایران کوچک شده بود.

از همه فرهنگ های ایران، از ترک و بلوچ و فارس گرفته تا عرب و کرد، وجود داشت و به راحتی با همه فرهنگ ها آشنا می شدی و از هم نشینی با آن ها لذّت می بردی.

در این کشور کوچک، دستورات الهی به خوبی اجرا می شد و اگر کسی هم کاری را ندانسته انجام می داد، دیگران وظیفه خود می دانستند که امر به معروف و نهی از منکر کنند.[1]

این واجب الهی، در آنجا به خوبی اجرا می شد و در نتیجه همین امر به معروف و نهی از منکر بود که عدّه ای که رابطه-شان به دلائلی با خدا قطع شده بود، با او آشتی می کردند. در اردوگاه، شخصی بود که سواد آنچنانی نداشت و اهل بندر عبّاس بود. متاسفانه رابطه ای با خدا نداشت و نماز نمی خواند[2]، به او گفتم: چرا نماز نمی خوانی؟ او گفت: بلد نیستم. با همین یک جمله، او متوجه اشتباه خود شد و به دنبال یادگیری نماز رفت و برای همیشه از نمازگزاران شد. [3]

پی نوشت ها


[1] در احکام دین به تمام واجبات و مستحبات معروف و به تمام محرمات و مکروهات منکر گفته می شود. بنابراین واداشتن افراد جامعه به انجام کارهای واجب و مستحب امر، به معروف و باز داشتن آن ها از کارهای حرام و مکروه منکر گفته می شود و کسانی که در برابر این دو واجب الهی بی تفاوتند، گناهکار و مورد عذاب الهی قرار می گیرند. امام باقر و یا امام صادق(علیهما السلام) می فرمایند: وای بر کسی که با امر به معروف و نهی از منکرخدا، دینداری نکند.

[2] ترک نماز یکی از عوامل جهنمی شدن انسان هاست.

در ارتباطی که بهشتیان با جهنمیان برقرار کرده بودند، بهشتیان از جهنمیان سوال می کنند: «ما سلککم فی سقر» چه امری باعث شد تا شما را به جهنم ببرند؟»

 جهنمیان در پاسخ، چهار امر را نام می برند که باعث جهنمی شدنشان شد: لم نک من المصلین و لم نک نطعم المسکین و کنّا نخوض مع الخائضین و کنّا نکذّب بیوم الدین حتی اتنا الیقین. »(سوره مدثر آیات42الی47)

امر اول از نماز گزاران نبودیم.

امر دوم اطعام مستمندین و نیازمندان نمی کردیم.

امر سوم با انسان های باطل (از خدا بی خبر) نشست و برخواست می کردیم.

امرچهارم منکر قیامت بودیم. با همین عقیده بودیم که مرگ ما فرا رسید. .

[3] تو و جبهه؟!بر اساس خاطرات دوران اسارت موسی لطفی مهروئیه