یخ خوردی؟
22 بازدید
موضوع: سایر

اوّلین تابستان اسارتمان که در اردوگاه به سر می بردیم، یک روز برای ما آب یخ آوردند که سهمیه هر اسیر، یک لیوان شد. این اولین و آخرین آّب یخ ما بود. پس از آن  که همه مان نوش جان کردیم، فرمانده بعثی وارد آسایشگاهمان شد. پس از منّت گذاری فراوان، دو نفر از بچّه ها را به صورت انتخابی به قسمت جلوی آسایشگاه در برابر دیگر اسراء، فراخواند و آن ها را مجبور کرد که با سیلی به صورت هم دیگر بزنند. افسر بعثی، با این برخورد ناشایستش، پس از آن  که آن یک لیوان آب یخ را برای ما زهر مار کرده بود، هویّت و شخصیّت خود و حزب بعث را به نحو أحسن به نمایش گذاشت.[1]

پی نوشت


[1] تو و جبهه؟!بر اساس خاطرات دوران اسارت موسی لطفی مهروئیه