أنت عربستانی؟
21 بازدید
موضوع: سایر

محمد خاوش از شهرستان فاریاب و از توابع استان کرمان، زمانی که به اسارت نیروهای بعثی در می آید، در بدو اسارت به خیال خام خود، با آن ها به عربی صحبت می کند که شاید بگویند این هم زبان خودمان است و او را کم تر اذیت کنند، امّا وقتی بعثی ها می بینند که او به عربی صحبت می کند، چشم به او می دوزند و از او سوال می کنند: «انت عربستانی؟» یعنی تو عرب خوزستانی هستی؟ سپس ادامه می دهند تو که عرب هستی، چرا با ما می جنگی؟ و شروع به کتک زدن او می کنند و تا جایی که جا دارد، او را به باد کتک می گیرند تا این که دست راستش بر اثر ضربات، می شکند و در ادامه به او می گویند: آن ها که با ما می جنگند، فارس هستند؛ شما عرب هستید؛ شما عرب ها نباید با ما که عرب هستیم، بجنگید و همین امر باعث شد که از همان ساعات اولیه اسارت تصمیم بگیرد که دیگر عربی صحبت نکند و در طول اسارت حتی در اردوگاه هم یکبار عربی صحبت نکرد، امّا حرفی های سربازان بعثی را خوب گوش می کرد و به دوستانش انتقال می داد. یک روز برایمان تعریف می کرد که امروز در کنار دو بعثی بودم و آن ها به همدیگر می گفتند: ببین چرا این پیرمرد به جبهه آمده است؟ چی کم داشته است؟ آن ها غافل از این بودند که عزت و مردانگی این پیرمرد، در دفاع از کشورش، جمهوری اسلامی ایران است.[1]

پی نوشت


[1] تو و جبهه؟!بر اساس خاطرات دوران اسارت موسی لطفی مهروئیه