عدم اعتماد به بعثیون و عادت به کتک
10 بازدید
موضوع: سایر

بخشی از خاطرات من

بعثی ها با برخوردهای بدی که با اسراء داشتند، اعتماد اسراء نسبت به خودشان را سلب کرده بودند. یکی از اسراء به نام «م...»، بر اثر فشارهای روحی و روانی، هرگاه سهمیه غذایش را می دادند تا میل کند، او جرئت میل آن غذا را نداشت و در جواب دوستانش می گفت: بعثی ها در این غذا سم ریخته اند.    

عادت به کتک

در اوائل اسارت که وارد اردوگاه شده بودیم، هر روز یک کتک و یا حدّاقل یک بی احترامی با لگد از جانب بعثی ها نصیبمان می شد؛ این کتک و بی احترامی نسبت به من، معمولاً بعد از آن که از آسایشگاه ها بیرون می آمدم، حدوداً ساعت های نه الی ده صبح به سراغم می آمد. برخی از مواقع که این سهمیه از وقت مقررش می گذشت و کتک و بی احترامی به تأخیر می افتاد، دلم می گرفت؛ گویا گم شده ای دارم و منتطر آن هستم.[1]

پی نوشت ها

[1] تو و جبهه؟!بر اساس خاطرات دوران اسارت موسی لطفی مهروئیه