تصمیم لو دادن حزب اللّهی ها
9 بازدید
موضوع: سایر

بخشی از خاطرات من

زمانی که در زندان هارون الرّشید در بغداد بودیم، یکی از اسراء که ضعیف عنصر بود و بر اثر فشارهای روحی و جسمی، طاقتش را از دست داده بود، شنیدم به دوستش می گفت: اگر به اردوگاه برسم، تمام حزب اللّهی ها را لو خواهم داد.

زمانی که به اردوگاه رسیدیم، بعثی ها آنچنان از اسراء با کابل هایشان پذیرایی کردند که آن شخص به حقّانیّت جنگ ایران با حزب بعث پی برد و از تصمیمی که داشت، منصرف شد.[1]

پی نوشت ها


[1] تو و جبهه؟!بر اساس خاطرات دوران اسارت موسی لطفی مهروئیه