امید در اسارت
5 بازدید
موضوع: سایر

انسان در سختی ها، وجود خدا[1] و نیاز به او را بیشتر حس می کند. بچه ها در اسارت بر اثر فشارهای روحی و جسمی دست نیاز به طرف خداوند تبارک و تعالی بر می داشتند و همچنین توسل به ائمّه اطهار(علیهم السّلام)، بیشتر از زمان آزادی داشتند و این امر باعث ترقّی و پیشرفت ایمان آن ها می شد. وقتی ایمان آن ها زیاد می شد، امید در دل آن ها افزایش می یافت. هر چه در اسارت حضور خدا در بین بچّه ها بیشتر حس می شد، امید هم سایه اش را گسترده تر می کرد و بالعکس، کسانی که خدا را در زندگی شان راه نمی دادند، انسان مرده ای بودند که به ظاهر حرکت می کردند؛ آن ها هیچ دروازه امیدی را در برابر خودشان باز نمی دیدند و تکه کلامشان عبارت بود از اینکه همیشه در اینجا اسیریم و هیچگاه آزاد نمی شویم.[2]

پی نوشت ها


[1] .«وَلاَ تَیْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَ یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ»؛ از رحمت خدا مأیوس نباشید كه همانا از رحمت خدا جز كافران مأیوس نمی باشند. (یوسف آیه 87)

از ویژگی های بارز اهل ایمان، برخورداری از خوف و رجا است. «رجا» به معنای امیدواری به رحمت گسترده و فضل بیكران الهی است. قرآن كریم یأس از رحمت خدا را حالت قلبی گمراهان می داند«وَ مَن یَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلاَّ الضَّآلُّونَ»؛ و چه كسی جز گمراهان از رحمت پروردگارش ناامید می شود؟ (حجر:56) و از آنجا كه سبب یأس از پروردگار عالم، اعتقاد نداشتن به قدرت و كرم و رحمت بی پایان اوست، آن را موجب كفر صاحب خود معرفی كرده است. امید به خداوند سرمایه همه انبیای الهی و حركتهای توحیدی در طول تاریخ بوده است. از این رو امیرالمومنین علی(علیه السلام)، ناامیدی را بزرگترین بلا و آسیب معرفی می نمایند: «اعظم البلاء انقطاع الرجاء.»

[2] تو و جبهه؟!بر اساس خاطرات دوران اسارت موسی لطفی مهروئیه